۵ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۲ ثبت شده است

تولدم مبارک !

تولدم مبارک !هورا

دیدم کسی تحویلم نمیگیره گفتم خودم به خودم تبریک بگمنیشخند

درضمن علاوه بر تولد من امشب شب آرزوها هم هست!

سلام 18 سالگی...


تمام نمی شود نسل با احساس اردیبهشتی...
هر روز که خدا حالش خوب است...
با هر نفس عاشقانه اش...
روحی جاودانه می دمد...
در جان کودکی که روزی سفیر
"اردیبهشــ♥ــت" خواهد شد. 3>
۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهسا

اتاق مرتب من...

اتاق من در روز های آخر فرارسیدن کنکور...  یا روزهای آخر عمرم !

این تازه توی حالت خوبشه ! یعنی دو روز بعد تمیز شدن اتاقم...

این دوتا همیشه روبه روم مثل آینه ی دق میمونه ! هی بهم میگه وقت نداری...
باور کنید دیگه تا این حد آدم شلخته ای نیستماخجالت
 
یه کم انرژی مثبت! کج نزدما عکس رو کج گرفتمنیشخند
اگه نمیتونین بخونین خیلی تلاش نکنین!چیز خاصی نیست!جمله های امیدوارکننده !
حالا با چندتا از دوستام آشنا بشیدنیشخند
نیم ساعت استراحتم تموم شد ! فعلا !
۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهسا

... !

از سال دوم که مدرسم عوض شد ارتباط من بامعلم هام هم تغییر کرد،تمام نفرتی که از اکثر معلمای سال اولم داشتم تبدیل شد به محبت و با معلم هام احساس صمیمیت بیشتری میکردم و میتونستم مثل یک دوست باهاشون صحبت کنم.

بدون شک بهترین معلمای دوران تحصیل من معلم های 3سالی که تو دبیرستان سعدی بودم هستن.

میدونم که نمیشه زحماتشون رو جبران کرد،چون واقعا دلسوز بودن و بیشتر از خودمون به فکرمون بودن.

 

از معلم عربی مهربونم خانم خواک بگم که به قول خودشون در تمام سال های تدریسشون کلاس مارو فراموش نمیکنن و با وجود اینکه من از درس عربی خوشم نمیاد ولی کلاساشون همیشه پرانرژی و شاد بوده !مژه

 

خانم طالبی عزیزم که با وجود تمام سخت گیری هاشون مهربونیشون فراوون بود و برای من خیلی محترم هستن،از خود راضی

 

آقای هویدای صبور که همیشه صبری که توی کلاسای ما داشتند واسه ی من قابل تحسین بود و پدرانه و دلسوزانه نصیحتمون میکردند.هرچند هرچقدر خودمونو میکشتیم و تیکه تیکه میکردیم هیچ وقت امتحانمون رو کنسل نمیکردن و خون ما رو تو شیشه میکردن !کلافه

 

معلم زبان خانم غفاریان که کلاساشون یکی از شادترین کلاسا بود و صدای خنده ی بچه ها میرفت تا آسمون...کلاسی که میشد توش خیلی چیزا یاد گرفت.ابرو

 

خانم غفوری عزیز که برعکس بقیه ی ناظما مهربونن و رابطه ی خوبی با بچه ها دارن،البته اینم بگم به اندازه ای که از نگاه های خانم غفوری میترسم از چیزای دیگه نمیترسم.استرس

 

باید یاد کنم از معلم های پارسال خانم کلیدری عزیزم که هیچکس نتونست جایگزینشون باشه،خانم زهدی مهربون که هرچی زمان میگذشت بیشتر میشناختیمشون و خانم چراغی کسی که باعث شد حداقل واسه ی یک سال من به ریاضی علاقمند بشم و ...

 

 و در نهایت معلم جغرافی و مدیر دوستداشتنی خانم پناهی،یکی از بهترین وخوشگلترین مدیرهای دنیا !دوستی ای که باهاشون دارم خیلی برای من مفید بوده،از اعماق قلبم دوستشون دارم.نمیدانم کدام جمله را برای توصیف محبت هایت بنویسم . نمی دانم چگونه شما را توصیف کنم ، معلمی از جنس بلور ، آسمانی و مهربان ، چقدر زیبا واژه ها را آسمانی می کنید..

 

خوشحالم جزو کسایی هستم که همین حالا قدر دوران مدرسه و معلم هام رو میدونم.

ای معلم تو را سپاس :

ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تو را سپاس

ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا سپاس.

ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی تورا سپاس...

 

 

You are not only our teacher
You are our friend, philosopher and guide
All molded into one person
We will always be grateful for your support 

!Happy Teachers Day

 

 

 

 

پی نوشت:جا داره یاد کنم از خاطره ی روز معلم پارسال ! 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهسا

روز زن مبارک !

نام تو رازی نوشته بر بال پروانه هاست...

گلها همه به نام تو مشهورند !

آیینه های از انعکاس نام تو می خندند !

و من تنها برای تو می گویم !

زندگی کن تا زنده بمانم...

روز زن مبارک !


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهسا

اردیبهشت !

اصولا ترجیح میدم این روزا که دیگه فرصت های آخر برای کنکور هست سراغ اینترنت نرم،هم نمیخوام فرصت رو از دست بدم و هم نمیخوام عذاب وجدان داشته باشم.

برای اغلب کنکوری ها این روزها روزای بدیه چون پر از سردرگمی و ناامیدی و استرس هست و اساسا نمیدونن که باید چیکار کنن!

 استرس گاهی وحشتناک روی من فشار میاره و باعث میشه یا افسرده بشم یا گریه کنم یا بهونه بیارم...به شدت کم خواب شدم و معمولا ساعتای پنج صبح میخوابم و شیش و نیم پا میشم برای رفتن به مدرسه،عوارض جسمانیش هم که بماند...

ولی خب حداقل میدونم که تلاشم رو کردم و کارهایی که لازم بوده رو انجام دادم، اینترنت رو از خودم گرفتم،گوشیم رو گزاشتم کنار،مسافرت نرفتم و ...

نمیدونم واسه یه آدم پرتوقع مثل من که امکان نداره تن به شرایط بده چی پیش بیاد ولی خب میدونم هرچی هم که بشه دنیا به آخر نمیرسه !

از کنکور که بگذریم وارد ماه اردیبهشت شدیم ! ماه مورد علاقه ی من !نه به خاطر اینکه تولدم اردیبهشته...

عاشقشم چون بهترین ماهه وسطه بهار اسمش روشه:"اردی بهشت"

ماهی که زمین و زمینیان بهشتی میشوند...

هوای لطیف! شکوفه های درختهای میوه! گلهای پامچال و بنفشه و لاله سرحال! آفتاب نرم و نسیم ملایم! بارون غافلگیرکننده و رنگین‌کمون سورپرایز کننده! 

پی نوشت:دوستای وبلاگی عزیزم پوزش برای اینکه وقت سرزدن بهتون رو ندارم،الان هم باید برم برای ادامه ی درس خوندن!فردا اولین اولین آزمون جامع سنجشه و کلی استرس دارم.

امیدوارم من و همه ی کنکوری ها به آرزوهایی که لیاقتشو دارن برسن.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهسا